پيشينه جواهرات ملي ايران به عصر صفويه برميگردد كه پايه گنجينه
دولت يعني مجموعه هاي جدا از اموال شخصي پادشاه گذاشته شود و
كارشناساني مامور خريد , ارزيابي و حفظ در و گوهرها و تزئينات كميابي
شدند كه گاه شهرت جهاني داشت. پس از اغتشاش سالهاي آخر آن
سلسله و نيز مرگ نادر كه به پراكندگي و غارت بخشي از آن جواهرات شد
اين مجموعه در .25 سال گذشته تغيير چندان نكرده واز گنجينه هايي است
كه در عين پر بها بودن نمي توان قيمتي براي آن قائل شد.تغييري كه در قرن
19 براي بهبود اين مجموعه داده شده است افزودن قطعات تراش خورده
سنگ فيروزه خراسان و دانه هاي درشت مرواريد خليج فارس بود. تا اواسط
قرن 19 بيشتر سنگهاي گرانبهاي اين مجموعه جدا جدا و پياده بود و نصب
بخشي از آنها روي تزئينات جديد تا يكي دو دهه پيش ادامه داشت. در سال
1316 به موجب قانون جواهرات سلطنتي ايران بعنوان پشتوانه اسكناس رايج
در اختياربانك ملي قرار گرفت و بعدها وثيقه اسناد بدهي دولت گشت. در
سال1334 اين مجموعه در محل مخصوص امروزي قرار گرفت و در سال
1339 با تاسيس بانك مركزي به آن بانك سپرده شد. مشهور ترين جواهر اين
خزانه كه در 37 بخش يا گنجينه رده بندي شده الماس مشهوردرياي
نوراست به وزن182قيراط و رنگ صورتي كه از كمياب ترين انواع الماس در
جهان است. بزرگترين شيء آن تخت طاووس است كه در زمان فتحعليشاه در
دوازده تكه منفصل با 26733 قطعه جواهر ساخته شده. مفصلترين مورد آن
كره جهان نماي ناصرالدين شاه است با341 كيلو طلاي ناب و 51366 قطعه
گوهر به وزن 3656 گرم. البته در هنگام تماشاي اين نقشه جواهرآسا كه
ايران در آسياي جنوب شرقي و انگلستان را با الماس و هندوستان را با ياقوت
روشن مشخص كرده است. البته نبايد زياد پي آموزش جغرافيا رفت چون به
نظر مي رسد سازندگان آن (به سرپرستي ابراهيم خان مسيحي)در
جواهرسازي مهارت به مراتب بيشتري داشتند تا در فن نقشه كشي